Skip to main content

برنامه نویسی بدون کد با هوش مصنوعی: جنگ جمنای Flash در برابر جمنای Pro

تا همین چند سال پیش، برای ساختن یک وب‌سایت یا اپلیکیشن ساده، باید ماه‌ها صرف یادگیری زبان‌هایی مثل HTML، CSS و Python می‌کردید. اما امروز وارد عصر جدیدی شده‌ایم که به آن Vibe Coding (کدنویسی حسی) می‌گویند. وایب کدینگ یعنی شما فقط ایده و حس پروژه را دارید و تمام کارهای فنی، نوشتن کدها و رفع باگ‌ها را به ربات‌های هوش مصنوعی مثل ChatGPT، Claude یا Gemini می‌سپارید. با ذهنیت درست، این کار می‌تواند فوق‌العاده سرگرم‌کننده باشد. من شخصا زمان زیادی را صرف ساختن تقویم‌های تعاملی و بازی‌های رترو (قدیمی) کرده‌ام، فقط با چت کردن با مدل‌های زبانی بزرگ (LLMs). این کار دنیایی را به روی کسانی باز می‌کند که هرگز فکر نمی‌کردند بتوانند چیزی را خلق کنند.

اما یک سوال مهم وجود دارد: از کدام مدل هوش مصنوعی باید استفاده کنیم؟ آیا مدل‌های سریع‌تر و سبک‌تر (که گوگل آن‌ها را Fast یا Flash می‌نامد) به خوبی مدل‌های سنگین و متفکر (Thinking یا Pro) عمل می‌کنند؟ برای پاسخ به این سوال، من یک آزمایش عملی انجام دادم. یک پروژه یکسان را با دو مدل مختلف جمنای (Gemini 3 Pro به عنوان مدل متفکر و Gemini 2.5 Flash به عنوان مدل سریع) پیش بردم تا ببینم تفاوت آن‌ها در عمل چقدر است. نتایج این آزمایش، درس‌های مهمی برای هر کسی دارد که می‌خواهد بدون کدنویسی، برنامه بسازد.

مدل سریع در برابر مدل متفکر: تفاوت در چیست؟

قبل از شروع، بیایید اصطلاحات را شفاف کنیم. وقتی گوگل به شما حق انتخاب بین مدل Flash و Pro را می‌دهد، تفاوت فقط در اسم نیست.

  • مدل‌های سریع (مثل Gemini 2.5 Flash): این مدل‌ها برای سرعت بهینه شده‌اند. آن‌ها پاسخ را در کسری از ثانیه می‌دهند و برای کارهای ساده عالی هستند.
  • مدل‌های استدلالی یا متفکر (مثل Gemini 3 Pro): این‌ها مدل‌هایی هستند که برای فکر کردن طراحی شده‌اند. آن‌ها قبل از جواب دادن، یک زنجیره فکر داخلی (Chain of Thought) را طی می‌کنند تا مسائل پیچیده را به مراحل کوچک‌تر بشکنند.

در این آزمایش، من از Gemini 3 Pro به عنوان نماینده مدل‌های سنگین و از Gemini 2.5 Flash به عنوان نماینده مدل‌های سبک استفاده کردم. (البته گوگل اخیرا Gemini 3 Flash را هم معرفی کرده، اما در زمان تست، نسخه 2.5 در دسترس بود).

شروع پروژه: یک ویترین ترسناک!

چون ایده خاصی نداشتم، از جمنای خواستم چند پروژه جالب پیشنهاد دهد. یکی از ایده‌ها ویترین افتخارات (Trophy Case) بود. من این ایده را تغییر دادم و تصمیم گرفتم یک کالکشن تعاملی فیلم‌های ترسناک بسازم. هدف ساده بود: لیستی از پوسترهای فیلم‌های ترسناک نمایش داده شود و وقتی روی هر پوستر کلیک می‌کنید، اطلاعات بیشتری درباره فیلم ببینید. به جز این، دست هر دو مدل را برای خلاقیت باز گذاشتم.

تجربه کار با Gemini 3 Pro: دستیاری که واقعا فکر می‌کند

شروع کار با مدل Pro بسیار روان بود. من توانستم یک صفحه فرود (Landing Page) بسازم که پوستر فیلم‌ها را نشان می‌داد. با کلیک روی هر پوستر، یک پنجره پاپ‌آپ باز می‌شد که جزئیات فیلم و لینکی به تریلر یوتیوب داشت.

  1. مدیریت هوشمند خطاها: من ابتدا می‌خواستم تریلرها مستقیما داخل صفحه پخش شوند (Embed)، اما این ویژگی مدام خطا می‌داد. نکته مثبت اینجا بود که Gemini 3 Pro دقیقا توضیح داد که چرا این کار با ساختار فعلی مشکل دارد و پیشنهاد داد به جای آن از لینک یوتیوب استفاده کنیم. این سطح از درک فنی و پیشنهاد جایگزین، بسیار ارزشمند بود.
  2. رفع باگ‌های پیچیده: یک مشکل لایه بندی (Layering Issue) وجود داشت که دکمه خروج از پاپ‌آپ کار نمی‌کرد. من 4 بار از جمنای خواستم آن را حل کند و بالاخره در تلاش چهارم موفق شد. اگرچه کمی طول کشید، اما نکته مهم این بود که او درک می‌کرد مشکل چیست و سعی در حل آن داشت.
  3. خلاقیت فراتر از انتظار: وقتی از مدل Pro پرسیدم چطور می‌توانم اپلیکیشن را جذاب‌تر کنم، پیشنهاداتی داد که به ذهن خودم نرسیده بود: اضافه کردن افکت چرخشی سه بعدی (3D Wheel) به پوسترها و دکمه انتخاب تصادفی فیلم. این پروژه حدود 20 بار رفت و برگشت (Iteration) داشت، اما در نهایت محصولی داشتم که فراتر از انتظارم بود.

تجربه کار با Gemini 2.5 Flash: سریع اما تنبل!

نوبت به مدل سریع رسید. همان‌طور که انتظار داشتم، پاسخ‌هایش بسیار سریع‌تر بود، اما رویکردش کاملا متفاوت بود. مدل Flash بیشتر شبیه کارمندی بود که می‌خواهد کار را سریع انجام دهد و برود، و همه چیز را به گردن کارفرما (من) می‌اندازد!

  1. همه چیز دستی است: وقتی خواستم پوستر و خلاصه داستان فیلم‌ها نمایش داده شود، Gemini 3 Pro خودش پیشنهاد داد از API سایت The Movie Database استفاده کند تا اطلاعات را اتوماتیک بگیرد. اما مدل Flash؟ او خیلی راحت گفت: شما باید تصاویر را تهیه کنید. انگار به من می‌گفت: کدش را من می‌نویسم، ولی عکس و متنش با خودت! این اصلا حس خوبی برای Vibe Coding ندارد.
  2. تنبلی در کدنویسی: وقتی از مدل Flash می‌خواستم تغییری در کد بدهد، او فقط همان تکه کدِ تغییر یافته را به من می‌داد و می‌گفت: این را جایگزین کد قبلی کن. برای یک برنامه‌نویس، این کار ساده است. اما در وایب کدینگ، ما نمی‌خواهیم درگیر پیدا کردن خط 120 تا 135 باشیم! ما می‌خواهیم کل کد را کپی و پیست کنیم. وقتی از مدل Flash خواستم کل کد را دوباره بنویسد تا راحت کپی کنم، جوابی عجیب داد: این درخواست بزرگی است! (That’s a huge ask). مقایسه کنید با مدل Pro که هر بار، کل کد اصلاح شده را بدون هیچ شکایتی تحویل می‌داد.
  3. مشکل درک عمیق: من سعی کردم ایده استفاده از API (که مدل Pro پیشنهاد داده بود) را به مدل Flash تحمیل کنم. او قبول کرد و کد را نوشت، اما کد کار نمی‌کرد! پوسترهای اشتباهی لود می‌شد و نیمی از فیلم‌ها عکس نداشتند. وقتی اعتراض کردم، بهانه آورد که پیدا کردن شناسه دقیق فیلم‌ها زمان‌بر است. در حالی که مدل Pro تمام این کارها را در یک مرحله و به درستی انجام داده بود.

تفاوت‌های کلیدی در Vibe Coding

نتایج این آزمایش نشان داد که اگرچه هر دو مدل هوش مصنوعی هستند، اما مسیر رسیدن به هدف با آن‌ها کاملا متفاوت است:

  • مدل Thinking (مثل Gemini 3 Pro):
    • کد کامل و یکپارچه تحویل می‌دهد (Copy-Paste Ready).
    • پیشنهادات خلاقانه برای بهبود پروژه می‌دهد.
    • کارهای سخت (مثل پیدا کردن لینک عکس‌ها) را خودش انجام می‌دهد.
    • درک عمیقی از باگ‌ها دارد و راه‌حل‌های جایگزین ارائه می‌دهد.
  • مدل Fast (مثل Gemini 2.5 Flash):
    • نیاز به دستورات (Prompts) بسیار دقیق دارد.
    • اغلب تکه کد (Snippet) می‌دهد و شما باید بدانید آن را کجا بگذارید.
    • میانبر می‌زند و کارهای جانبی (مثل تهیه محتوا) را به شما می‌سپارد.
    • اگر مراقب نباشید، ممکن است کدهای ناقص یا اشتباه تحویل دهد.

جمع‌بندی: کدام مدل برای شما مناسب است؟

در پایان تست، هر دو مدل توانستند پروژه‌ای مشابه بسازند، اما تجربه کار با Gemini 3 Pro به مراتب لذت‌بخش‌تر و آسان‌تر بود. اگر قصد دارید وارد دنیای Vibe Coding یا کد نویسی حسی شوید و دانش فنی زیادی ندارید، قویا پیشنهاد می‌کنم از مدل‌های متفکر یا Thinking استفاده کنید. مدل‌های سریع مثل Flash برای کسانی خوب است که خودشان برنامه‌نویس هستند و فقط می‌خواهند یک تابع کوچک را سریع بنویسند یا باگ خاصی را پیدا کنند.

مدل Gemini 3 Pro واقعا لایق نام حرفه‌ای است. او نه تنها بارهای سنگین پروژه را به دوش کشید، بلکه با ایده‌هایش، یک طرح ساده را به یک اپلیکیشن جذاب تبدیل کرد. در وایب کدینگ، هدف این است که هوش مصنوعی دستیار شما باشد، نه اینکه شما دستیارِ هوش مصنوعی شوید تا کدهایش را مرتب کنید!

شما تجربه کار با کدام مدل جمنای را داشته‌اید؟ آیا سرعت مدل Flash را ترجیح می‌دهید یا هوشمندی مدل Pro را؟ نظرات خود را در پرشین تولز با ما در میان بگذارید.

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.