حتماً می‌دانید که دیده شدن محتوا یکی از مهم‌ترین فاکتورهای بازاریابی محتوا است. به همین دلیل مانند تبلیغات، از کمپین‌های بازاریابی محتوا استفاده می‌کنند تا بتوانند محتوای خود را به دست مخاطب هدف برسانند. در مجموعه مقالات آموزش کمپین بازاریابی محتوا به بررسی کامل این موضوع می‌پردازیم. اگر بخش‌های قبلی مقاله را نخوانده‌اید، پیشنهاد می‌کنیم ابتدا آن‌ها را بخوانید و سپس به سراغ این مقاله بیایید

شکست می‌خورید؛ چون حواستان به مشتری نیست!

اولین یا شاید بتوان گفت مهمترین سناریو مربوط به مشتری است؛ بسیاری از کسب‌وکارها نمی‌دانند که قرار است چه نوع مشتریانی جذب کنند، نمی‌دانند مشتری‌ها به چه محتوایی نیاز دارند، نمی‌دانند چگونه با محتوا مشتریان را جذب کنند و بسیاری از آنها حتی نمی‌دانند محتوایی که در حال حاضر تولید می‌کنند چقدر تأثیرگذار است؛ در نتیجه به بن‌بست می‌رسند.

شکست می‌خورید؛ چون هدف و برنامه‌ ندارید!

در جریان بازاریابی محتوا، بی‌برنامگی‌ مشکل عمده دیگری است که گریبان کسب‌وکارها را می‌گیرد. محتوا هیچگاه به صورت مقطعی و کوتاه‌مدت جواب نمی‌دهد. نمی‌توان اسم این کار را شلختگی گذاشت.

بسیاری از کسب‌وکارهای شکست‌خورده به صورت مداوم محتوا تولید می‌کردند؛ اما باز هم نتیجه‌ نمی‌گرفتند؛ چون هر بار موضوع، قالب و فرمت ناسازگاری انتخاب می‌کردند. حاصل کار انبوهی از مقالات، محتوا، عکس و تصاویر بود که حالا در دنیای آنلاین مدفون شده‌اند.

شکست می‌خورید؛ چون رقبا را نمی‌بینید!

سناریوی بعدی یا سناریوی همیشگی حضور یک رقیب است، رقیبی که می‌داند چگونه مشتری جذب و محتوا تولید کند و چه موضوع و فرمتی را برای کارش برگزیند تا به عملکرد بهتری بینجامد. چه باید کرد؟ باید دست روی دست گذاشت تا شاهد ازدست‌دادن مشتریان باشیم و در کار بازاریابی شکست بخوریم؟ لطفاً تولید «محتوای بیشتر و بیشتر و بیشتر» را از سرتان بیرون کنید. زیرا اگر همچون هیتلر ۳٫۹میلیون سرباز سواره و پیاده داشتید باز هم چیزی جز شکست در انتظارتان نبود.

  • توجه: رقبایتان می‌توانند با یک کلیک به هر سلاح کشنده‌ای دست یابند و کوچک‌ترین اشتباهی ممکن است شما را از میدان به در کند و رقبای تازه‌‌نفس یا قدیمی جای شما را می‌گیرند. سؤال اصلی این است: چه کسی موفق می‌شود این مشتری احتمالی را جذب کند، شما یا آن‌ها؟

اما شکست نمی‌خورید، اگر! هیتلر جنگ را به استراتژی باخت. یک استراتژی قدیمی به نام زمین سوخته. طبق فرمان استالین، ارتش شوروی هر جا که عقب‌نشینی می‌کرد مزارع و کارخانه‌های خودش را آتش می‌زد تا ارتش آلمان نتواند از آنها استفاده کند. در نتیجه، سربازان آلمانی چیزی برای خوردن پیدا نمی‌کردند و گرسنه می‌ماندند و حتی از گرسنگی می‌مردند. سرمای بی‌سابقه‌ شوروی هم باعث شد تا گازوئیل و بنزین وسایل نقلیه‌ آلمانی‌ها یخ ببندد و عملیات بارباروسا شکست بخورد. بازاریابی محتوا هم اگر با یک استراتژی منظم و دقیق جلو نرود به سرنوشت بارباروسا مبتلا می‌شود. دلیل شکست بیشتر کسب‌وکارها در دنیای بازاریابی محتوا نداشتن یک استراتژی محتوای هدفمند و برنامه‌ریزی‌شده است که باعث می‌شود به حریفی که استراتژی دارد ببازید.

استراتژی محتوای هدفمند راهی برای تولید محتوایی که می‌فروشد

استراتژی محتوای هدفمند برنامه‌ای جامع و مانع از فعالیت‌های کسب‌وکار شما در زمینه‌ محتواست. این استراتژی بر اهداف کسب‌وکارتان متمرکز است و در تمامی کانال‌های بازاریابیتان پیاده می‌شود. می‌توانید پس از جذب مخاطب او را به مشتری بدل کنید؛ یک تیر و دو نشان. اما این کار چگونه انجام می‌شود؟ لازمه انجام کار مزبور توجه به این نکات است: شناختن نیاز مشتری و فعالیت رقبا، بازاریابی از طریق موتورهای جستجو، تولید محتوا بر مبنای نیازهای مشتری و انتشار صحیح آن. ابزارهای زیادی برای این کار وجود دارد.

داده‌ها حرف اول را می‌زنند، چه داده‌هایی که در اختیار شماست و چه داده‌هایی که در اختیار رقبایتان. به عنوان مثال، اگر می‌خواهید از طریق سئو مخاطب جذب کنید، باید کلیدواژه‌های تخصصی حوزه‌ خود، میزان جستجوی این کلیدواژه‌ها، هم‌خانواده‌ها و مواردی از این دست را استخراج کنید و محتوایی مطابق با نیاز مشتری خود تولید کنید. همچنین، همواره رتبه‌ خود و میزان اثربخشی محتوا را به‌منظور تحلیل فعالیتتان بررسی کنید. با استراتژی محتوای هدفمند تصویری واضح و یکپارچه از رقبای خود به دست می‌آورید. در واقع، علاوه بر اینکه اهدافتان را دنبال می‌کنید رقبای خود را هم زیر نظر می‌گیرید. شما حجم محتوای تولیدیشان را آنالیز می‌کنید، به بررسی موضوعات و حوزه‌های تخصصیشان می‌پردازید و نهایتاً می‌کوشید از آنها بهتر باشید. شما احتمالاً می‌توانید حدس بزنید که آن کلمات کلیدی چه هستند، یا اینکه خودتان در بحث‌های آنلاینی که مخاطبان شما دارند، شرکت کنید و آن کلمات کلیدی را خودتان ببینید.

شما می‌توانید کلمات کلیدی خاص را در رسانه‌های اجتماعی و در سراسر وب زیر نظر گرفته و دنبال کنید و بفهمید چه بحث‌هایی در مورد این کلمات کلیدی انجام می‌شود و حتی احساسات و هیجانات که پشت این کلمات کلیدی نهفته است را ارزیابی کنید. یک کلمه کلیدی پایه‌ای را که می‌دانید کاملاً به صنعت شما مرتبط است، انتخاب کنید و با آن شروع کنید. آن را زیر نظر بگیرید، بحث‌های مربوط به آن را تجزیه و تحلیل کنید، مفهوم آن را درک کنید و کلمات کلیدی مرتبط دیگری را که در مفهوم مشابه آن ظاهر می‌شوند، یادداشت کنید. بعد از اینکه که کلمات کلیدی خود را پیدا کردید، به یک پلتفرم یادگیری آنلاین بروید و کلمات کلیدی موردنظر خود را جستجو کنید. نتایج جستجو سرنخ‌هایی از انواع دوره‌های موجود در مورد آن کلمات کلیدی را به شما می‌دهند.

در مقاله بعدی به بررسی ادامه این موضوع می‌پردازیم.

 

طراح گرافیک و وب‌سایت، متخصص تولید محتوای حرفه‌ای در زمینه دیجیتال مارکتینگ، طراحی سایت، سئو

Leave a comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.